أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

248

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) گروه گروه از هم على حده افتادند و جدا جدا به جنگ و محاربت مشغول گرديدند . آن وقت سردارى لشكر را سارية بن عامر الخثعمى [ 293 ] داشت . از مسلمانان جمعى برو گردآمدند و همچو مدهوشان ، جوشان و خروشان ، كف به دهان آورده بر كفّار حمله كردند و كفّار را كه پيش آمده بودند باز پس براندند و قصد كردند كه بر قلب لشكر كفّار زنند ؛ تا باشد كه كارى از پيش رود . پس ، به آواز بلند تكبير مىگفتند و لشكر متفرّق شده را مىخواندند كه بر ساريه فراهم آيند . چون لشكر بر ساريه جمع شدند ، به قصد محاربت بر قلب لشكر فرس حمله آوردند . يك طرف راه كوهى بود و جماعتى از مبارزان و سرداران عجم در آنجا كمين داشته بودند كه هر گاه مسلمانان از آنجا بگذرند ايشان از كمين بيرون آمده بر لشكر اسلام بتازند و مسلمانان را كه اندكى بيش نمانده [ اند ] از پاى دراندازند . هيچ كس از لشكر اسلام خبر از آن مردم نداشت و بىخبر از آن گروه تكبير گويان مىرفتند . چون برابرى آن كوه رسيدند آوازى به گوش ساريه رسيد كه ؛ يا ساريه ، الجبل الجبل . يعنى ، اى ساريه ، از طرف كوه واقف باش كه دشمنان در پس كوه به كمين نشسته‌اند . ساريه عنان اسب بكشيد و مسلمانان نيز با او بايستادند . چون نيك نظر كردند جماعتى را از اعاجم [ 294 ] ديدند كه در پس كوه كمين كرده و مستعد ايستاده ، نزديك بود كه چون مسلمانان كمى پيشتر روند ايشان از كمينگاه حمله آورند . ساريه گفت : اى مسلمانان ، اين محض عنايت حقّ سبحانه است كه ما را و شما را از كمين اين لشكر خبر داد كه اگر از ايشان خبرى نمىداشتيم و ايشان را فرو مىگذاشتيم ، آخر ما را ضررى تمام مىرسانيدند . اولىتر آنكه به موافقت يك ديگر بر ايشان حمله كنيم و اوّل جمعيّت ايشان را متفرّق گردانيم آنگاه روى به قلب اين لشكر آوريم . مسلمانان موافقت و متابعت او را اجابت كردند و برگشته بر آن گروه حمله آوردند و اكثر آن جماعت را به قتل رسانيدند . چون به عون بارى سبحانه آن گروه را متفرّق گردانيدند ، روى به محاربت لشكر فرس كه در قلب لشكر جمعيتى عظيم داشتند آوردند . با ايشان جنگها افتاد كه به شرح راست نيايد . آن وقت جماعتى را از اساوره و مبارزان لشكر فرس برهم زده بر خاك هلاكت انداختند و در ميدان از خون ايشان جوى خون روان ساختند . چندان خلق كشته شد كه در هر صحرايى از كشته پشته‌ها شد . فرسيان در

--> [ ( 293 ) ] چ : سارية بن عامر الحنفى ، م . ب . سايه بن عامر ، ل : سايه بن عمرو . [ ( 294 ) ] چ : اعاظم .